(1112 ـ 1115)، چهار صومعهٴ ديگر در لافرته، پونيني، كلروو و موريمون تأسيس شد.
سيسترسينها در 1128، در انگلستان ظاهر شدند؛ در 1134، بههنگام وفات قديس استيفن، قريب 30 صومعهٴ سيسترسيني وجود داشت؛ در 1153، هنگامي كه قديس برنار درگذشت، اين تعداد به 280 رسيده بود؛ و در پايان سدهٴ دوازدهم، به 500 صومعه بالغ شد؛ و بالاترين ميزان (قريب 750 صومعه) در سدهٴ پانزدهم، حاصل شد.
گرچه اين فرقه تا سدهٴ پانزدهم، بهرشد ظاهري خود ادامه داد، عصر زرين آن پيش از نيمهٴ سدهٴ سيزدهم، به آخر رسيد. تا يك سده (از حدود 1125 تا 1225)، بهعنوان مهمترين سازمان مسيحيت غربي، كلوني را پشت سرگذاشت. بعدها، گرچه قدرت مادي آن فزوني گرفت، اعتبار معنوياش كاهش يافت. سيتو هم دستخوش همان الزامات تغيير شد و مانند سازمانهاي ديگر رو به انحطاط نهاد؛ و لزوم اصلاح موجب ظهور انشعاباتي در فرقهٴ سيسترسيني شد، كه مهمتر از همه ظهور برناردينهاي جديد در سال 1598، و تراپيان در 1663 ـ 1664، بود كه شعاير ديني سختتري را مورد توجه قرار دادند.
نخستين صومعهٴ سيسترسيني زنان در 1125، در تار واقع در نزديكي لانگر، و بزرگترين آن در 1204 در پور روايال، نزديك پاريس، تأسيس شد.
در خاتمه خوب است فعاليت كلونيان و سيسترسينها در سدههاي يازدهم و دوازدهم، با مساعي فرانسيسكنها و دومينيكنها در سدهٴ سيزدهم، مقايسه شود. فعاليت اوليها بيشتر جنبهٴ عملي داشت؛ آنان پيشهور و مزرعهدار بودند، و زمينهاي زيادي را احيا كردند و كشاورزي و معماري را بهبود بخشيدند. دومينيكنها بيشتر در پي حمايت از دين، مبارزه با كافران، و فعاليتهاي تبليغي گوناگون بودند. مشكل بتوان اين دو را با هم قياس كرد. نميتوان تصور كرد كه فعاليت گروه اول سودمندتر بوده؛ ممكن است آنان كار بهتري كرده باشند؛ و مسلم است كه ضررشان كمتر بوده است.
پرمونستريان1
فرقهٴ پرمونستريان كه كشيشان سفيد و نوربرتيان هم ناميده ميشود، در 1120 بهوسيلهٴ نوربرت گنپي تأسيس شد. نوربرت (معروف به ماگدبورگي) پسر امير هريبرت، در حدود سال 1080، در كسانتن، بر كرانهٴ راين سفلا در دوكنشين كلوز زاده شد. او در كسانتن و كلني تحصيل كرد و كشيش مخصوص هانري پنجم (امپراتور از 1106 تا 1125)، شد. نوربرت در 1115، به زادگاهش برگشت و املاك خود را در اختيار گرفت، و پس از سالها تفكر و گوشهنشيني در